تبليغاتX
دبستان پسرانه شهید عباسیان
[تصویر: 1391258091.jpg]

بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درس، بهر مسلمین است
*اربعن حسینی تسلیت باد*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 7:18  توسط مدیریت   | 
همه ساله بیستم صفر، سفره دل حسینی ها گشوده ودر حسینیه ها باز می شودو مشكهای پر اشك سقا به دنبال جانهای تشنه تازه از اسارت برگشته می گردد تا سیرابشان كند.

همه ساله بیستم صفر، سفره دل حسینی ها گشوده ودر حسینیه ها باز می شودو مشكهای پر اشك سقا به دنبال جانهای تشنه تازه از اسارت برگشته می گردد تا سیرابشان كند. این روز بزرگ معروف به اربعین است .اربعین یا چهلم در تاریخ شیعه فقط یك بار اتفاق افتاد و آن بازگشت اسرا از شام بود كه مصادف شد با حضور صحابی بزرگ، جابربن عبدا ...انصاری بر مزار سالار شهیدان .این تقارن در اربعین واقعه عاشورا واقع شد و از آن پس جابر، اولین زائر امام حسین(ع)نام گرفت و زیارت اربعین هم به او تعلیم داده شد.

این واژه بهانه ای شد تا گشتی به تاریخ انسان بزنیم و سر این عدد را كشف كنیم .عددی كه در خیلی جاها به چشم می خورد؛ از خلقت تا قیامت این عدد همراه آدمی است، حتی عرف امروز مراسم چهلم را جزو فرهنگ پذیرفته است .آیا تا به حال از خود پرسیده ایم كه چرا در میان انبیا و امامان هیچ كدام از ایشان حتی پیامبر اكرم(ص )مراسم اربعین ندارد، اما امام حسین(ع)این چنین مراسمی دارد و هم زیارت مخصوصه؟ و آیا اربعین پیامی دارد كه از آن بی خبریم؟

در این مقاله واژه اربعین را از ابعاد مختلف بررسی كردهایم.

● اربعین در آفرینش انسان

خالق بزرگ جهان به خلق جهانش مشغول بود و گل وجود آدمی چون خمیری به ید قدرت الهی در انتظار ...و سرانجام انسان پس از چهل روز، صلاحیت حضور در جمع مخلوقان را دریافت كرد .از آن پس به مادران مأموریت داده شد كه فرزندان آدم را در رحم خود نگهداری و پس از تكمیل، تحویل عالم خاكی بدهد .

و قرار شد كه سیر تكاملی هم چهل روزه باشد .یعنی از هر مرحله ای به مرحله دیگر و از شكلی به شكل دیگر چهل روز طول بكشد تا آماده زندگی چندین ساله در كره خاكی باشد .بشر از وقتی پا به عرصه وجود نهاد، به او یاد دادند هر چیزی را تا دید، لب نزند به هر چیزی نگاه نكند.چون انسان هر غذایی را می خورد تا چهل روز آثارش باقی است.

● انسان و اربعین

انسان گاه چنان خویش را در نور می بیند كه انگار از نور پدید آمده است و تا چهل روز در نور است و گاه خود را در تاریكی مطلق می بیند و تا چهل روز در سیاهی .بعدها می فهمد كه آن نورانیت و شادابی چهل روزه معلول تناول طعام حلال و پاك بوده است و اگر خدای نكرده لبی از می، نجس كند تا چهل روز در تاریكی است و حتی نمازش هم نمی تواند نجاتش دهد.نمازی كه نورانیتش تردید نیست برای شرابخوار، فقط ظلمت است .با سپری شدن دوره كوتاه مدت آدم(ع )در بهشت، پا به دنیا گذاشت و هنوز چند صباحی از هبوطش نگذشته بود كه قابیل بر هابیل قد برافراشت و در جنگی نابرابر و خصمانه كاری كرد كه نباید اتفاق می افتاد .هابیل كشته شد، پدر در غم پسر چهل شبانه روز گریست و این اولین عزاداری و اولین اربعین بود كه تاریخ ثبت كرد .پاداش این اشك و صبر فرزندی به نام هبهٔ ا ...بود كه نصیب آدم(ع )شد.

انسانها پس از یكدیگر آمدند و آمدند ...تا جمعیت جهان به قدری زیاد شد كه حرفها در دلها اثر نكرد، نوح(ع )با آن همه عظمت هرقدر تلاشش مضاعف می شد، كمتر نتیجه می گرفت .آن گاه در پی بی ثمر ماندن تبلیغ خود، خداوند تا چهل سال مردها را عقیم كرد و زنان را نازا و كم كم آژیر خطر نواخته شد و تنها عده كمی از مردم در كشتی نشسته و نجات پیدا كردند .نا اهلان قوم نوح با پسرش كه در جهالت خود غرق بودند و كوچكترینشان چهل ساله بود، در آب غرق شدند .دریایی از آب، كه به ظاهر آب بود، اما قهر خدا بود و باز هم تكرار، آن قدر تكرار می شد كه تا این انسان خاك نشین، عرش نشان شود .بار دیگر نبوت یونس پیامبر شد، امتحانش را پس داد و چهل روز در شكم ماهی زندانی شد .در آن جا بود كه ذكر یونسیه را تعلیم او دادند.از آن پس انسان یاد گرفت اگر چهل روز ذكر یونسیه را بخواند، از ظلمت به نور می رسد .همان طور كه یونس آن ذكر را گفت و نجات یافت؛ نبی دیگری اربعین دیگری را به یادگار گذاشته است.حضرت داوود(ع)به نقل از امام علی(ع )مورد خطاب و ندای خدا قرار گرفت .(ای داوود !تو خوب عبدی هستی اگر از بیت المال برداشت نمی كردی و از دسترنج خود می خوردی) .این سخن بر حضرت داوود سنگین آمد تا چهل روز گریست تا خداوند آهن را در اختیارش قرار داد.

موسی كلیم ا ...هم یك اربعین را تجربه كرد .او ابتدا سی روز روزه گرفت و در پایان مناجاتش خطاب رسید ده روز دیگر باید صبر كنی و آن را به چهل روز رسانی .وی برای گرفتن رسالت رفته بود، اما قومش با هارون سر ناسازگاری نهاده و گوساله پرست شدند.با عبور از گذر پرمخاطره انسان این بیم می رود كه نكند روزی من هم دچار ظلمت شوم، كه خاتم پیام رسانان، آخرین نسخه را چنین داده اند:

هركس چهل روز خویش را برای خدا خالص كند، سرچشمه حكمت و عرفان از وجودش، به جوش آید و بر زبانش جاری شود.از این پس چله نشینی ها رونق گرفت و جویبار حكیمان پر آب و جاری شد .البته این راه بی همراهی خضر قطعاً تاریك و ظلمات است، به همین دلیل دو راهنما برای انسان گذاشتند .در برون و درون انسان دو چراغ هدایت تعبیه شد.

عقل از درون و امام(ع )از برون، ناظر انسان شد .این راهنمای بیرونی همچنان با انسان هست تا گام به گام او را به جنت رهنمون كند .راهنمای بیرونی هر آنچه زیبنده این راه است را در سبد بشر به یادگار نهاده است كه نام او حدیث است .بایدها، نبایدها، شایسته ها و غیر آن، همه و همه در این سبد وجود دارد، پیامبر(ص )فرمودند :هركس از سخنان ما چهل سخن حفظ كند (و به كار گیرد )كنت له شفیعا .شفاعتش می كنم .

چیزی نیست كه نگفته باشند حتی درباره انار خوردن فرموده اند :انار بخورید (میوه ای بهشتی )انار در قلب شما نورانیت می آورد و تا چهل روز شیطان را كر می كند.ربا را از زندگی دور كنید كه ربا، با چهل بار عمل زشتی كه از بردن نامش عرق شرم بر جبین می نشیند، برابری می كند .بی تردید انسان در كوران زندگی به لحاظ خواهشهای نفسانی و نداشتن سد سكندری، به چاله هایی می افتد كه به نردبان ترقی نیاز دارد كار نیك غذای روح و زشت كاری فرسایش آن است .گناه در زندگی انسان مثل خوره، دار و ندار آدمی را از بین می برد .طعام، قوت بدن و اطعام خورش روح است .هر دو نیاز انسان است حال اگر با گناه حرمانی پدید آمد و دشت سرسبز به كویر تبدیل شد، اینجاست كه پیامبر(ص )نسخه پیچیده اند كه :چهل بار سوره توحید، بخوانید تا خداوند گناهان شما را ببخشد.سوره توحید بارانی است كه روح در آن شسته می شود.

● امام حسین(ع )و اربعین

اربعین امام حسین(ع )گرچه به نام ایشان است، اما در حقیقت به اسرا و دسترنج ایشان تعلق دارد .اربعین روز تجلیل از كاروان اسراست كه كتاب تاریخ عاشورا را برای مردم، شهر به شهر خواندند و گروه گروه مردم را بیدار كردند .مردمی كه به خواب غفلت فرو رفته و از تبدیل شدن امامت به سلطنت غافل بودند .پس حكمت اربعین امام(ع )مثل همه اربعین های عاطفی و تكوینی و تشریعی، آن است كه واقعه دلخراش عاشورا را كه فقط ساعاتی كوتاه، آن هم در یك روز اتفاق افتاد كه ممكن بود اصلاً كسی متوجه آن نشود، توسط كاروان اسرا، به گوش همگان رساند .نظام فلسفی خداوند آن است كه یك جریان به صورت طبیعی و طبق ضابطه پیش برود و هیچ گاه از این امر عدول نكرده است .باید به زمان فرصت داد .

این شعار خداوند است؛ كه باید برای رسیدن به هدف از عنصر زمان استفاده كرد تا در این فرصت، اثر یك پدیده بر جای ماند .اگر شنیده اید عجله كار شیطان استكاملاً صحیح است؛ زیرا در عجله، كارها بدرستی و دقت انجام نمی شود و نظام هستی نیز مجموعه ای از علل است و تا اینها یكدیگر را درك و هضم نكنند، به نتیجه نرسیده، طرح، عقیم و یا ابتر خواهد ماند .دین پیامبر(ص )نیز از این قاعده مستثنا نیست و در جریان امامت و تلاش امام حسین(ع )و چهل روز زحمت اسیران كربلا است كه می توان به ثمر رسیدن آن را تماشا كرد .

دو واقعه مهم در این چهل روز اتفاق افتاد؛ یكی مسجد كوفه كه امام سجاد(ع )در آنجا چون اسیری حضور داشت و یكی هم مجلس یزید .در این دو جا هم امام سجاد(ع )و هم عقیله بنی هاشم به تفصیل و زیبا، جریان انحرافی بعد از پیامبر(ص )را تجزیه و تحلیل كردند و با سخنرانیهایی كوبنده، بنیان ظلم را متزلزل كردند و اگر نبود حركت به طرف شام و بازگشت كه یك اربعین طول كشید، رشادتهای امام(ع )و یارانش به ثمر نمی رسید .

بازگشت پیروزمندانه كاروان در اربعین امام(ع )به دشت كربلا نشان از تكمیل هدفی است كه در لوح محفوظ یك اربعین به انتظارش بودند .پس صبر باید كرد .پیام اربعین، یعنی پیام صبر و مقاومت .در پایان یادی هم از عاقبت كربلا؛ از امام علی(ع )نقل است كه پیامبر فرمودند :در روز قیامت منادی از عرش الهی ندا می كند :ای حاضران !در محشر چشمهایتان را ببندید تا فاطمه با پیراهن خون آلود امام حسین(ع )بگذرد .آن گاه حضرت بر ساق عرش الهی قرار گرفته و می گوید :اللهم الشفعنی فیمن بكی علی مصیبه.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 21:3  توسط مدیریت   | 

تاريخچه عاشورا ، تاريخچه‏ای است‏ كه دو صفحه دارد ، يك صفحه آن صفحه‏ای است سياه و تاريك كه از جنايت بشريت ، جنايت بسيار بسيار عظيمی ، يك داستان جنايی ويك ظلم بی‏حدوحساب است . و بنابراين ، داستان جنائی ما قهرمانانی دارد
كه قهرمانان جنايتند . پسر معاويه ، پسر زياد ، پسر سعد و يك عده افراد
ديگر ، قهرمان اين داستان جنايی هستند . اما تمام اين داستان جنايت‏
نيست . يعنی داستان ما يك صفحه ندارد ، دو صفحه دارد . تنها اين نيست‏
كه يك عده جنايتكار بر يك عده مردم پاك و بيگناه جنايت وارد كردند .
بله ، داستانهائی هست كه فقط و فقط جنايی است ، يك صفحه بيشتر ندارد و
آن هم مملو از جنايت است .
مثلا داستان پسران مسلم‏بن‏عقيل فقط يك داستان جنايی است و بس كه دو تا
طفل نابالغ بيگناه پدر كشته غريب در يك شهر ، بدست يك آدم جانی‏
می‏افتند و او به طمع اينكه به پولی برسد به شكل فجيعی آنها را به قتل‏
می‏رساند . وقتی ما اين تاريخچه را مطالعه می‏كنيم ، از يك طرف جنايت‏
می‏بينيم و از طرف ديگر ، دو تا طفل معصوم نابالغ غريب كه جنايت بر
آنها وارد شده است كه اينها ، حرفی هم نداشته‏اند و نمی‏توانسته‏اند حرفی‏
داشته باشند ، چرا كه بچه‏هايی در سنين ده ساله و دوازده ساله يا كمتر
بوده‏اند . اين فقط يك داستان جنايی است و از نظر آن دو طفل ، رثاء است‏
، مصيبت است ، مظلوميت است . اما داستان كربلا اين‏طور نيست ، يك‏
داستان دو صفحه‏ای است كه از نظر آن صفحه ديگر بيشتر قابل مطالعه است . از نظر آن صفحه ، جنبه مثبت دارد
، صورت فعالی دارد ، نمايشگاهی است از عظمت و علو بشريت ، از رفعت‏
بشريت ، نمايشگاه معالی و مكارم انسانيت است ، سراسر حماسه است ،
عظمت و شجاعت و حق خواهی و حق‏پرستی در آن موج می‏زند . از اين‏نظر ، ديگر
قهرمان داستان ما پسر معاويه و پسر زياد و پسر سعد و ديگران نيستند .
ازاين نظر قهرمان داستان ، پسران علی ( ع ) هستند ، حسين‏بن‏علی (
عليهماالسلام ) است ، عباس‏بن‏علی ( عليهماالسلام ) است ، دختر علی ( ع )
زينب است ، يك عده از مردان فداكار درجه اولی هستند كه خود حسين ( ع )
كه حاضر نيست يك كلمه مبالغه و گزاف در سخنش باشد ، آنها را ستايش‏
می‏كند .
امام‏حسين ( ع ) در شب عاشورا اصحاب خودش را ستايش كرد . نگفت يك‏
عده مردم بيگناه و بيچاره فردا كشته می‏شويد و به عمر شما خاتمه داده‏
می‏شود ، بلكه آنها را ستايش كرد و فرمود :
« فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خيرا من اصحابی » ( 1 ) ، من يارانی در
جهان بهتر از ياران خودم سراغ ندارم ، يعنی من شما را بر ياران بدر كه‏
ياران پيغمبر ( ص ) بودند ، ترجيح می‏دهم ، بر ياران پدرم علی ( ع )
ترجيح می‏دهم ، بر يارانی كه قرآن كريم برای انبياء ذكر می‏كند
« و كاين من نبی قاتل معه ربيون كثير فما وهنوا لما اصابهم فی
سبيل الله و ما ضعفوا و ما استكانوا و الله يحب الصابرين »( 1 ) ،
ترجيح می‏دهم . يعنی اعتراف می‏كنم كه همه شما قهرمان هستيد . سخنش اين‏
طور آغاز می‏شود : " مرحبا ، مرحبا به گروه قهرمانان " . بنابراين حالا
كه فهميديم اين داستان دو صفحه دارد ، می‏خواهيم صفحه دوم آن را هم مورد
مطالعه قرار دهيم و اعتراف بكنيم كه ما در گذشته اين اشتباه را مرتكب‏
شده‏ايم كه اين داستان را فقط از يك طرف آن مطالعه كرده‏ايم و غالبا آن‏
طرف ديگر داستان را مسكوت‏عنه گذاشته‏ايم . يعنی ما نمايشگر قهرمانيهای‏
جنايتكارانه پسر معاويه و پسرزياد و پسرسعد بوده و هستيم
.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 20:57  توسط مدیریت   | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 20:53  توسط مدیریت   | 
کلاسهای انجمن علمی روزهای پنج شنبه برای اولین بار در این آموزشگاه برگزار میگردد در این کلاسها دانش آموزان دبستانهای شهید عباسیان ُآیت اله پناهنده ُانوری شرکت دارند ودر برنامه های آموزشی و پروژهای تحقیق شرکت می کنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 10:4  توسط مدیریت   | 
کلس آموزش خانواده در مورخه ۲۰/۱۰/۹۰باحضور آقای بهروزیان استاد دانشگاه با حضور الیاء پدر و مادر د رمسجد ابوالفضل گز برگزار گردید در این جلسه پیرامون نش آموزش والدین در تربیت فرزند بحث و گفتگو شد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 7:50  توسط مدیریت   | 

به نام خدا

اولین جلسه آموزش خانواده دبستان با حضور جناب آقای شفیعی مدیریت محترم آموزش وپرورش شاهین شهر و سرکار خانم نصر معاون آموزش ابتدایی و جناب آقای خوش اخلاق کارشناس مسئول ابتدای باحضور کثیر اولیاء دبستان در مسجد حضرت ابوالفضل برگزار شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 9:59  توسط مدیریت   | 
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست این رستخیز عام، که نامش محرم است

 

فرارسیدن عاشورای حسینی را به تمام دانش آموزان و اولیای گرامی تسلیت می گوییم.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 8:5  توسط مدیریت   | 

به نام خدا

کسب مقام سوم مسایقات شطرنج منطقه شاهین شهر تو سط تیم دبستان شهید عباسیان را به دانش آموزان حمید رضا کریمیان حیدر علی اشراقی حمید رضا رضوانی و مهدی صادقپور تبریک می گو ییم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 7:52  توسط مدیریت   | 
بسمه تعالی

تجزیه وتحلیل میانگین نوبت اول سال تحصیلی 89-88و90-89کلاس سوم  شهید عباسیان پسرانه

معدل کل

 

 92/18

 

 

هنر

67/19

علوم تجری

98/18

ریاضی

62/18

اجتماعی

02/19

فارسی

22/19

انشاء

19

دینی

71/18

قرآن

19/18

درس سال تحصیلی 89-88

 

معدل

78/17

هنر

43/19

علوم تجربی

17/17

ریاضی

78/17

اجتماعی

83/17

فارسی

91/17

انشاء

96/17

دینی

52/17

قرآن

43/17

سال تحصیلی 90-89

 

معدل

22/1

هنر

24/

علوم تجربی

81/2

ریاضی

28/1

اجتماعی

19/1

فارسی

31/1

انشاء

04/1

دینی

19/1

قرآن

76/

میزان افت نسبت به سال تحصیلی 89-88

 

علت افت  :

ضعیف آمدن دانش آموزان از سال قبل

وجود دانش آموز غیر عادی ومخل در کلاس

قوی تر بودن پایه دانش آموزان دو سال قبل

عدم تمرکز دانش آموزان

طرح معلم جایگرین بیست سال به بالا عوامل فردی:

نارسایی های جسمی


شرایط فیزیکی کلاس،

عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی و عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیازها و علایق

کم سواد یا بیسواد بودن والدین

 

راهکار پیشترفت

-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و نوجوان يادبگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد ، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .

2-دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود . 

3-تجربه و تماس مستقيم با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند يادبگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .

4-اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .

5-اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و … دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد .

6-در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و …

7-بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .

8-تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكاليف يكنواخت بايد پرهيز كرد و به عبارتي تكاليف بايد خاصيت برانگيختگي داشته باشند .

9-مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .

10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت

11-استفاده از نمرات و آزمون ها براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان

12-علاقه مندي ياددهنده به موضوع : دربسياري از مواقع مشاهده مي كنيم كه بي علاقه بودن يادگيرندگان به موضوعي خاص ناشي از علاقه مند نبودن والدين و مربيان آنهاست . معلمي كه در زنگ انشاء ، ورقه هاي رياضي را تصحيح مي كند يا در ساعت ورزش به بافندگي مشغول مي شود ، عملا“ به يادگيرندگان مي گويد كه براي اين فعاليت ارزش قائل نيست .

13-مطالب آموزشي را بايد از ساده به دشوار ارائه كرد . مي توان با فعال سازي دانش آموز به هنگام تدريس در او ايجاد انگيزه نمود .

14-به وضع جسماني دانش آموزان و وضع ظاهري كلاس بايد توجه نمود . كلاس درس را بايد از نظر ظاهري و رواني تبديل به محيطي امن و آرام نمود .

15-از مقايسه نمودن دانش آموزان با يكديگر خودداري نماييد .

16-قدرداني از كار دانش آموز او را به كوشش و تلاش بيشتر و دلبستگي به درس وادار خواهد نمود .

17-برقراري ارتباط بين مطالب درسي با واقعيات زندگي در ايجاد انگيزه مؤثر مي باشد .

18-بلافاصله دانش آموز را از ميزان پيشرفت در كارش مطلع نماييد . آگاهي از نتيجه كار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملكرد خود آگاه نموده و باعث مي شود تا به تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفي خود بپردازد .

19-استفاده از علائق يادگيرنده : مربيان و والدين مي‌توانند با شناسايي علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمايند .

20-مقابله با بازدارنده هاي عاطفي و هيجاني كه موجب دلسردي و كاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصيل مي شود . مثلا“ معلمي ممكن است از دانش آموز توقع زياد داشته باشد و يا پس از ورود به كلاس به هيچ دانش آموزي اجازه ورود ندهد و يا تكاليف سنگين تعيين كند ، زياد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهي تبعيض روا دارد .

21-انگيزش از راه سرمشق گيري : معلم در اين شيوه از شخصيتي خاص تمجيد و تجليل نموده و او را يك نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفي مي كند و دانش آموزان نيز از طريق همانند سازي با آن به درس و مدرسه علاقه مند مي شوند .

22-تحريك حس كنجكاوي دانش آموزان

23-آموزش برنامه ريزي به دانش اموزان از طريق رفتار و گفتار و كردار خود در كلاس درس و ارائه نظرات مشورتي به آنها درتهيه برنامه       

24-در آميختن درس با تفريح و بازي دانش اموزان را به يادگيري بيشتر علاقه مند مي سازد

 

مدیر دبستان شهید عبا سیان

رحیم علی عباسی     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 14:18  توسط مدیریت   |